|
آخرین عشق-آخرین عاشق |
_ _ _ _ _
(داخلی ـ اتاق خواب پسر ـ صدای موزيک از بيرون اتاق شنيده می شود)
موسيقی: اگه دستات ماله من بود جون به دستات می سپردم...
دختر: برنامت چی شد راستی؟
پسر: می آم پيشت...بعد می رم پيشه بقيه
دختر: باشه،اما نگو با هم بوديم
پسر: ديوونه ای ها! برای چی بگم!!
دختر: بازم تبريک می گم بهت کوچولوی من
پسر: مرسی گلم
دختر: ديگه چه خبر... فردا می آی سر کار؟
پسر: آره... بعدش هم که...
(دختر حرف پسر را قطع می کند)
زن: شوهرم اومد...
(صدای بوق اشغال ـ پسر گوشی را قطع می کند)
موسيقی با اکوی زياد و به صورت نا مفهوم شنيده می شود...
_ _ _ _ _
جای سرخی یه بوسه اونجا
روی صورت تو پیداست
بوی عطر مردی پیچیده
اونی که شاید هنوزم اینجاست
نگاه پر اضطراب تو
با یه صورت برانگیخته
دو تا فنجون خالی روی میز
تختخوابی که بهم ریخته
لعنتی من دیدمت
دستاشو رو تنت
وقتی چشم تو چشم اون بودی
آره من دیدمت
برو دیگه نفرین به تو
به تو و عشقت
گل هرزه خیانتی
که من چیدمت...
انتقام عشق تو رو دیگه
باید از همه دنیا بگیرم
یادت باشه می کشمت
ولی تا ابد واسه نگات می میرم
نفسای آخره عشق ماست
که داره می افته به شماره
مرگ آخرین عشق زندگی
به دست کسی که دوستش داره
لعنتی من دیدمت
دستاشو رو تنت
وقتی چشم تو چشم اون بودی
من دیدمت
برو دیگه نفرین به تو
به تو و عشقت
گل هرزه خیانتی
که من چیدمت...
پ.ن:
منظورم از کشتن قتل کسی نیست منظورم از یاد و خاطره فراموش کردنشه
منظورم هم از انتقام دیگه عاشق نشدن دوبارست
_ _ _ _ _
نذار باور کنم تنهای تنهام نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش یه ساله برای دیدن روی تو پاشم
اگه تو باشی و دنیا نباشه میشه با تو همه دنیا رو حس کرد
همه دنیا بیاد و تو نباشی دلم دق می کنه با این همه درد
تمومه زندگیمو زیر و رو کن که بی تو دلخوشی هامم گناهه
خودت باش و من و دیوانگیهام فقط با تو دل من رو به راهه
بذار باور کنم اینو که با عشق حقیقت میشه تو افسانه باشه
می شه افسانه هارو زندگی کرد اگه حق با منه دیوانه باشه